بیفیلیا موضوعی وسیع به قدمت تمدن یونان باستان است.
1. ارتباط بصری با طبیعت
این اصل به اهمیت روانی و فیزیولوژیکی انسان برای مشاهده آنچه در طبیعت روی می دهد می پردازد. این به ما کمک می کند تا با محیط طبیعی ارتباط برقرار کنیم.

در محیط اداری، میتوانیم با قرار دادن محلهای کاری در کنار یک پنجره، این مشکل را برطرف کنیم.
2. ارتباط غیر بصری با طبیعت
علاوه بر بینایی، از تمام حواس پنجگانه باقیمانده خود برای تجربه فضا استفاده می کنیم. برای کاربردهای داخلی، ما به بافت هایی که به طبیعت مرتبط هستند توجه زیادی می کنیم.

گاهی اوقات، این موارد از طریق استفاده از مواد طبیعی، مانند چوب، یا برنامهریزی فضایی برای انعکاس چیزی که در طبیعت مییابیم، مانند کندوی زنبور عسل یا نسبت فیبوناچی، اعمال میشوند.
3. محرک های حسی غیر ریتمیک.
من دوست دارم این را “اثر آتش اردوگاه” بنامم. آن حرکتی که وقتی شمع سوسو می زند یا خش خش برگ ها از گوشه چشم خود می بینید . اینها حرکاتی هستند که ما نمی توانیم پیش بینی کنیم، اما می توانیم بعدا تحلیل کنیم.

نماهای جنبشی اغلب مرجع خوبی برای این اصل هستند و در محیط کار، اغلب در نمایشگرهای طراحی گرافیک محیطی تعاملی تحقق می یابند .
4. جریان حرارتی و هوا.
این اصل نشان میدهد که مردم میخواهند احساس شادابی و سرزندگی کنند، انگار که در بالای یک کوه هستند. ما از طراحی فضاهایی که احساس خفگی و ظلم می کنند اجتناب می کنیم، بنابراین برای دما، رطوبت و جریان هوای قابل درک پوست بهینه می شویم . اگر حرارت را روشن می کنید تا گرم شود، اما جریان هوا خیلی شدید است، نسیم اثر نامطلوبی خواهد داشت.

جریان هوای خوب را می توان به سادگی در محل کار با نصب پنجره های قابل اجرا به دست آورد.
5. وجود آب
اگر بتوانید آب را ببینید، بشنوید و – به خصوص – آب را لمس کنید، تعامل شما را در فضا افزایش می دهد . حرکت آب یونیزاسیون منفی ایجاد می کند که یک محرک فیزیولوژیکی ملایم است. به همین دلیل است که ایستادن در پایه سقوط آب و موج شکن در خط ساحلی بسیار جذاب است. در فضای داخلی، به دلیل نگرانیهای ایمنی، دستیابی به لمس دشوارتر است، اما صرفاً خیس کردن دستها میتواند مثبت باشد.

در دفتر، ما اغلب این را در آبنماها، مانند لابی یا فضای استراحت مشترک مشاهده میکنیم.
6. نور پویا و پراکنده
این اصل ارتباط ما را با ریتم های طبیعی نور روز ، که در رنگ و شدت تغییر می کند، تقویت می کند. ما در طول هزاره ها تکامل یافته ایم تا زمان روز را بر اساس رنگ و شدت نور تشخیص دهیم، بنابراین محرک های بسیار معناداری هستند. انتشار آن نور بسیار مهم است زیرا فضاهای خیره کننده ناراحت کننده هستند و باعث می شوند افراد آنها را ترک کنند.

در دفتر، ما با به حداکثر رساندن دسترسی به نورگیرها، دهلیزها و پنجره ها به این مهم دست می یابیم.
7. ارتباط با سیستم های طبیعی.
این امر مردم را به فصول و تغییراتی که در طول چرخه زندگی طبیعی رخ می دهد، می پیوندد . من ایده باغهای روی پشتبام را دوست دارم، این را وارد کنم، و از مواد بیرونی استفاده کنم که در طول زمان یک پتینه طبیعی ایجاد میکند.

مشخص کردن کاشتهای بومی در محوطه اداری – آنهایی که با فصول رشد میکنند و میمیرند – میتواند به ایجاد این ارتباط کمک کند.
8. اشکال و الگوهای بیومورفیک
اینها اغلب به صورت فراکتال ها یا اشکال و طرح های طبیعی ظاهر می شوند.

ما میتوانیم این را در مورد منسوجات، الگوهای سفارشی، و پلانهای زمینی که ارگانیکتر، «حولهای» هستند و بهنظر نمیرسد در خطوط مستقیم مرتب شدهاند، اعمال کنیم.
9. ارتباط مادی با طبیعت
ما سعی می کنیم از مواد طبیعی استفاده کنیم که محلی هستند و زمین شناسی منطقه ای یا چیزی که منعکس کننده اکولوژی بومی است را به رخ بکشیم. به عنوان مثال، در هاوایی ما از چوب کوآ در پروژه ای استفاده کردیم، زیرا آن گونه از چوب اقاقیا تنها در ایالت 50 رشد می کند.

در پورتلند، دفتر IA ما دارای تابلوهای حصار محلی است که به روزهای “Stump Town” گوش فرا می دهد.
10. پیچیدگی و نظم
در اینجا، ما به یک سلسله مراتب از طریق فضا و مقیاس اشاره می کنیم که به گونه های طبیعی در گیاهان و جغرافیا برمی گردد . به عنوان معماران داخلی، ما این کار را از طریق کاربردهای متنوع مقیاس ها انجام می دهیم.
به عنوان مثال، افشای زیرساخت های یک فضا به ساکنان درک بهتری از پوسته در مقابل فضای داخلی می دهد.
ماهیت فضا
11. چشم انداز
این شامل مناظر در فواصل طولانی است که به نظریه انسانشناسی بقا در ساوانای آفریقایی مربوط میشود، جایی که انسانها روی یک ردیف درخت جمع میشوند و تابه را از نظر خطر بررسی میکنند. پراسپکت مانند نگاه کردن به دشت به دنبال آب، درختان و عدم وجود شکارچیان، تصویر بزرگی از محیط شما ارائه می دهد.

میتوانید در طول سالها به طراحی نگاه کنید و ببینید که چقدر این کار را انجام میدهیم: بالکنها، پلانهای طبقه باز، نیمساختها و متریالهای شفاف، همگی با هدف ارائه منظرهای بدون مانع هستند.
12. پناهگاه
این ایده از این نظر شبیه Prospect است که می توانید به آن نگاه کنید، اما یک موقعیت محافظت شده را نیز شامل می شود. برای به حداقل رساندن غافلگیری و داشتن این حس که از مسیر سفر خارج شده اید، نیاز به پوشش بالای سر، پوشش پشتی دارد. این به ساکنان در فضا این توانایی را می دهد که محرک ها را تنظیم کنند، در حالی که همچنان دیدی از جهان اطراف خود دارند .

اگر در یک کافه تریا هستید و غرفه ای با سقف پایین تر می بینید، در یک مکان دنج با حریم خصوصی و همچنین منظره کامل هستید.
13. رمز و راز
این یکی از موارد مورد علاقه من است زیرا چیزی است که ما به شدت به آن پاسخ می دهیم. ایده این است که در یک فضا چیزهای بیشتری وجود دارد که شما را به سمت خود می کشاند و شما را با محیط درگیر می کند.همچنین معیارهایی وجود دارد که نشان می دهد آن منحنی چقدر باید باشد. در ارتفاع 20 فوتی ما با چنین خمیدگی احساس مبهوت و ناراحتی می کنیم و 100 فوت خیلی دور است. ما نیازی به تعامل در آن فاصله دست نیافتنی احساس نمی کنیم. نقطه شیرین بین این دو، آن میدان انتظار است و به عنوان یک گونه، ما می توانیم پاسخ های بسیار لذت بخشی به انتظار داشته باشیم.

یعنی یک لابی با فضایی که در پشت فضای بازدیدکنندگان قرار دارد، مانند صفحه نمایش یا جداکننده اتاق، نمونه خوبی از آن است. شما همه چیزهایی که در آنجا وجود دارد را از نقطه ورود نمی بینید.14. خطر و خطر
اگر احساس خطری دارید که قابل شناسایی است، اما همچنین دارای یک محافظ مطمئن هستید، اکثر مردم مایلند این هیجان خطر را مجاز کنند. مشابه یک ترن هوایی، ما می دانیم که در امان هستیم، اما مواد شیمیایی موجود در مغز ما همچنان این عجله را به ما می دهد.

این می تواند در محیط های کاری مفید باشد: در دوزهای کوتاه، مقدار کمی دوپامین باعث می شود احساس هوشیاری و درگیری بیشتری داشته باشید . نردههای شیشهای، نردهها و سنگهای پله در حوضچهای از آب خطر کمی برای آنها دارد که قابل کنترل است.